هفته نامه ی صدای آزادی

خرید بک لینک
۱. آب از دستش نمیچکداین مثل در مورد افراد بسیار خسیس استفاده میشود.۲. آب پاکی را روی دستش ریختیعنی ناامید کردن کسی۳. از کوزه همان برون تراود که در اوستگفتار و رفتار هر کس بر اساس ذات و درونیات اوست.۴. از ماست که بر ماستدر موردی گفته میشود که شخصی از نزدیکان خود آسیب ببیند.۵. از این ستون به آن ستون فرج استاین ضرب المثل را هنگامی به کار می برند که فردی ناامید است و او را دلداری میدهند که در اندک فرصتی راه چاره پیدا می شود. (فرج به معنای گشایش در کار و رفع مشکل)۶. آستین نو بخور پلودر موردی گفته میشود که افراد نادان را در لباس کهنه تحویل نمیگیرند و نادانان ظاهرساز را بر صدر مینشانند.۷. آسه برو آسه بیا که گربه شاخت نزندیعنی برای آن که آسیبی متوجه تو نشود، نباید جلوی چشم دیگران عرض اندام کنی.۸. آش نخورده و دهن سوختهوقتی کسی را متهم به گناهی کنند ولی آن فرد گناهی نکرده باشد۹. آشپز که دوتا شد، آش یا شور میشه یا بینمکیعنی وقتی قرار باشد دو نفر در کاری شریک شوند، حتما آن کار را خراب میکنند. (درست انجام ندادن وظیفه در کار گروهی)۱۰. آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچیوقتی در جور کردن مقدمات کاری افراط کنند ولی خود کار را به درستی انجام ندهند.۱۱. اگر دعای بچهها اثر داشت، یک معلم زنده نمیماند.این ضرب المثل را وقتی به کار میبرند که کسی درباره تأثیر دعای فرزندان چیزی بگوید.۱۲. اگر پیش همه شرمنده ام، پیش دزده رو سفیدم!وقتی آدم بیگناهی امکان دفاع از خود را نداشته باشد، میگوید: “اگر پیش همه شرمندهام، پیش دزد روسفیدم.”۱۳. آن را که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است؟یعنی کسی که به دیگران خیانتی نکرده است، با این که بخواهند به اعمال او رسیدگی کنند، مشکلی ندارد.۱۴. اون وقت ک هفته نامه ی صدای آزادی...

ما را در سایت هفته نامه ی صدای آزادی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 21 تاريخ: سه شنبه 2 مرداد 1403 ساعت: 12:42

دولت ماضی چقدر موفق بود؟ اکنون که کم کم رییس جمهور جدید برای سکانداری دولت آماده میشود، می توان دریچهای بر واقعیتهای موجود گشود. قطعاً مهم است مدام به خود یادآور شویم: در شرایطی زندگی میکنیم که نیمی از مردم با پشت کردن به صندوقهای رأی، نارضایتی خود را از وضع موجود اعلام کردهاند. کالبدشکافی این پارادیمشیفت، در حوصلهی این بحث نیست. اما می توان به گذارههایی از این دست اشاره کرد: بر اساس واقعیتهای کف جامعه، هر ساله زندگی مردم، تلختر از پیش بوده است. امروزه کم نیستند پدرانی که به دلیل تنگناها و مشکلات اقتصادی طاقتفرسا، شرمندهی زن و فرزندان خود هستند. جیبهای خالی، امید به زندگی را از اکثر خانوادهها گرفته است. این، بارزترین و ساده ترین نشانهی ناتوانی دولتهایی است که نتوانستهاند با تأمین مایحتاج اولیهی زندگی، مردم را راضی نگاه دارند. اینجا توقفگاهی تلخ برای همهی مردم است و تنها بخشی استثنایی چنین مشکلاتی را حس نکردهاند.اما آیا می توان به چنین نتیجه ای رسید که همهی مشکلات مربوط به دولت رییسی است؟ پاسخ، واضح است: یقیناً نه!. اما چنین دولتی به دلیل همسویی مطلق سیاسی با ساختار حاکمیتی، کوچکترین مانعی برای «ان قلت» احتمالی نداشت. پس لاجرم اگر چنین تیمی، موفق به ایجاد گفتمان تازه ی امیدی بخشی نبود، دال بر ناکامی و ناتوانی ویژهی آن است. اگر این دایره را محدودتر کنیم و به چنین دولتی در چارچوب استانی بپردازیم، با واقعیتهای تلخ تری روبرو میشویم. تا آنجایی که اگر مردم از واقعیتهای پشت میزنشینهای استانی به معنی تمام باخبر میبودند، حضور اکثرشان را حتی به عنوان یک دربانچی برنمیتافتند...در این دوره براستی هر مدیری که به کاری گمارده شد، هرگز لیاقت دهها درجه پایینتر از آن هفته نامه ی صدای آزادی...

ما را در سایت هفته نامه ی صدای آزادی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 22 تاريخ: سه شنبه 2 مرداد 1403 ساعت: 12:42

صفحه بندی